
فرق بين اشک واشک از ديدگاه علي شريعتي
...دل من نميداني که چه سبکباري وروشنايي است درناليدن
ای غرورمحروم حتی خدایان مینالند...حتی گرگ صحرا مینالد.
اشک که میبارد و ناله که برمی آید وگریه که اندک اندک در دل میروید وناگهان درگلو میگیرد و راه نفس را میبندد وناچارمنفجرمیشود این زبان صادق و طبیعی وشوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است اما آنکه برای گریه کردن برنامه ای طرح میکند و آن را هدف میداند وبه صورت یک رسم-یک سنت-یک وظیفه مذهبی ویا یک کار اصلی ویا بعنوان وسیله ای برای جلب نفعی-دفع ضرری - جبران نقصی - تقصیری - رسیدن به هدفی- نتیجه ای وپاداشی آن را صورت میدهد
فرق بين اشک واشک از ديدگاه علي شريعتي
...دل من نميداني که چه سبکباري وروشنايي است درناليدن
ای غرورمحروم حتی خدایان مینالند...حتی گرگ صحرا مینالد.
اشک که میبارد و ناله که برمی آید وگریه که اندک اندک در دل میروید وناگهان درگلو میگیرد و راه نفس را میبندد وناچارمنفجرمیشود این زبان صادق و طبیعی وشوق و اندوه و درد و عشق یک انسان است اما آنکه برای گریه کردن برنامه ای طرح میکند و آن را هدف میداند وبه صورت یک رسم-یک سنت-یک وظیفه مذهبی ویا یک کار اصلی ویا بعنوان وسیله ای برای جلب نفعی-دفع ضرری - جبران نقصی - تقصیری - رسیدن به هدفی- نتیجه ای وپاداشی آن را صورت میدهد ...
آرام خاطرجمع وبی درد وحقه ای است کسی که عاشق است و ازمعشوقش دور افتاده است ویاعزادار است ومرگ عزیزی قلبش را میسوزاند-غمگین است -هرگاه دلش یاد او میکند وزبانش سخن از او میگوید و روحش آتش میگیرد وچهره اش بر می افروزد - چشمش نیز با او همدردی میکند یعنی اشک میریزد - اشک میجوشد واین حالات همه نشانه های صریح ولطیف ایمان عمیق و عشق راستین او یند- اما کسی که صبح تاظهرتوی بازار دو دو میزند وتوی اداره چخ چخ میکند ودنبال ریا ورباه وکلاه و کلک و یا تملق به آقای رئیس وتکبربه مرعوس وتفرعن به مراجع...وظهر میرود به خانه و خوب و خوش وراحت میخورد و مینوشد ومیخوابد و میخندد وعصر دنبال تفریحات سالمش وهزار کلک و کلاه ناسالمش و آنگاه او را دیدیم که به مناسبت تقویمش واز روی قرارش میرود به محفلی یاعده ای یا طبق قرار قبلی و"معمولی وسنواتی" ازساعت5/6تا9بعد ازظهر روزسه شنبه اول برج - و مینشیند و"غصه میخورد" وهی باتلقین وتلاش خودش رافشار میدهد وناله میکند ودرصورت امکان اشک میریزاند وبعد از انجام "برنامه گریه کردن"و"مراسم غصه خوردن"وسایر مسائل مربوطه - چای وقهوه ای وقلیانی...وبعد هم با روح سبک و وجدان موفق و احساس اینکه کارمهمی کرده است وقدمی برداشته در راه عقیده وایمان یا عشق و هجران وعزا ومصیبتش - برمی خیزد و میرود دنبال کارش وادامه زندگی روزمره رایجش تا باز"برنامه گریه"ی دیگری وبرگزاری"مراسم غصه خوردن موسمی"دیگری طبق قرار تعیین شده برنامه تنظیم شده...شما به چنین عاشقی هجران کشیده و مصیبت زده غمگینی چگونه مینگرید؟
من هم مثل شما به او مینگرم!!گریه ای که تعهد وآگاهی و شناخت محبوب یا فهمیدن وحس کردن ایمان را به همراه نداشته باشد کاری است که فقط به درد شستشوی چشم از گرد وغبارخیابان می آید.
فراموش نکنیم که :نخستین کسی که به سرگذشت حسین بزرگ گریست عمرسعدبود ونخستین کسی که بر اینگونه(گریه بر حسین)ملامت کرد شخص زینب بزرگ بود
!وبد نیست بدانید که نخستین مجلس عزاداری در دربار یزید
"گزیده ای ازکتاب"فاطمه فاطمه است
|